تبليغاتX
خدای غم


خدای غم

چشمانم همیشه بارانیست

جملات کوتاه و زبیا از کورش کبیر
1-دستانی که کمک می کنند پاکتر از دست هایی هستند که رو به اسمان دعا می کنند.
2-خدوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در ارزوها-یا به قدرت بیکرانت دستانم را تواناگردان یا دلم را از ارزوهای دست نیافتنی خالی.
3-اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
4-انچه جذاب است سهولت نیست،دشواری هم نیست،بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.
5-وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید،افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،نه رفتار و عملکرد شما.
6-سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است،نگرانی از ان است که انسان را از بین می برد.
7-اگر همان کاری را انجام دهید که انجام می دادید همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.
7-افراد موفق کار های متفاوت انجام نمی دهند بلکه کار ها را بگونه ای متفاوت انجام میدهند.
8-بیش از انکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از انکه تصمیم بگیری با چند نفر
9-کار بزرگ وجود ندارد به شرطی که ان را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم.
10-کارتان را اغاز کنید توانایی انجامش به دنبال می اید.
11-انسان همان می شود که اغلب به ان فکر میکند.
12-همواره به یاد داته باشید اخرین کلید باقی مانده شاید باز گشاینده قفل در باشد.
13-تنها راهی که به شکست می انجامد تلاش نکردن است.
14-دشوارترین قدم همان قدم اول است.
15-عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرد.
16-افتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون اورده باشد.
17-وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد به خاطر این است که شما چیز زیادی از ان نخواسته اید.
18-من یاور یقین و عدالتم من زندگی خواهم ساخت من خوشی های بسیار خواهم اورد من ملتم را سر بلند ساحت زمین خواهم کرد زیرا شادمانی او شادمانی من است.

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 10:24 توسط مهراسای تنها| |

 نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
 

 صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
 سکوت را نوازش می دهند
 و جای خالی آدم های شب نشین را
 با نگاهی معصومانه پر می کنند
 

 مترسک ناز می کند
 کلاغ ها فریاد می زنند
 و من سکوت می کنم....
 این مزرعه ی زندگی من است
 خشک و بی نشان

 

 برای يك بار پريدن ، هزار هزار بار فرو افتادم

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني
چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهداره

هیچ انسانی دوست ندارد بمیرد، اما همه آنها دوست دارند به " بهشت " بروند...
اما ای انسانها... برای رفتن به " بهشت " ... اول باید مرد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 9:39 توسط مهراسای تنها| |

تولد تنهایی هام مبارک دنیا تسلیت یه بد

بخت دیگه بهت اضافه شد

نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 18:40 توسط مهراسای تنها| |

http://morgheeshgh.persiangig.com/fullEmoBoy.jpg

سهم من از آرزوی داشتن تو عذابه... نیایش و دعا هم برای رسیدن به تو محاله... چه کرده ای با من؟ نگاه نافذت چه بر سرم آورده؟ قبول که داری قلبم شکسته... افکارم گسسته... زبانم هاج و واج... نگاهم مبهوت... قلمم لبالب از تهی... احساسم ترک خورده از همچون تویی... ریشه ی لبانم دیگر خشکید از مدح اسم تو... توی خیالم بارها به تکرار به یادت می افتم در چنین سرشتی که تو برایم مهیا کرده ای... روزگاری رویا مبهم داشتن تو از دوردست ها خیلی زیبا بود... اما در اکنون یاد تو,فکر تو,هوای تو, جزء اندوه و اندوهگین بودن ارمغانی برایم ندارد... ندارم... ندارم هیچ گله ایی از تو... از تویی که زمانی الهام بخش دل غمگین شکسته ام بودی... تو را قسم به خدا... تو را قسم به خاک قبرم... تو را قسم به آسمان دلتنگ چشمانم... قسم به کائنات...دیگر برنگرد... برو در پی سرنوشتت... راه ما جداست... دیگر تحمل ندارم بر فراق یار گریز پا... پایان یافت قصه ی معشوق با نبود الهه ی عشق... دیگر گنجایش این و ص ل محال و  امید عبث بی حاصل را ندارم... 

مادرم مادر نداشته ام چشمهایم به انتظار امدنت کور شد با انکه میدانم هرگز نمیای دلم گرفته از تمام دنیا از خدا و ازهمه   

گپ خودمانی ..........

مامان جونم دیشب که تو راه خونه بودم وقتی پاساژها رودیدم که شلوغه همه لباشون خندونه دنباله یه چیز نابن من موندم چی بگیرم مونده بودم چیکار کنم چشام پر اشک. دلم گرفته.از راه پاساژتا خونه رو گریه کردم کوچمون خلوت بود اشک هام همین طور میریخت بیذاربودم ازهمه کسایی که خواستن تو بری بیذار شدم از موندنو زندگی کردن راه منو تو دور .چه جوری بیام پیشت بگم مامانی مهراساکوچولوت بزرگ شده نگاش کن میخواد دستاتو ببوسه بهت بگه مامان جونم روزت مبارک مامانی  هیچ وقت نبودی خواستی باشی ولی نشد بردنت رفتی چه جوری بهت بگم روزت مبارک به مهراسا کوچولوت یاد بده چه جوری مثل همه بیاد دستاتو ببوسه بهت کادو بده یه چیز بده که تو شان تو باشه نگو یه فاتحه نگو یه آیه قران اینا رو همه به من گفتند ولی من دنباله یه چیز قشنگ ترم بگم جونمو بگیرو بیا جونم ماله تو فقط بیا سراغ زندگی باش بالا سر مون من میرم ولی بیا بالا سر اون سه تا دیگه همه بهونتو دارن همه دناله تواند مامان جون ۱۸ ساله که رفتی بسته بیا تموم کن این قصه رو بیا بذار دستاتو لمس کنم یه بار نوازشم کن اصلا بیا مثل بعضی مامانا که اعصبانی میشن داد میزنن دادبزن دعوام کن کتکم بزن فقط بیا یا حداقل دعا کن من بیام دلتنگتم شدید مامانی 

                                           روزت مبارک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 23:38 توسط مهراسای تنها| |

سهراب 

گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی.....

گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی.....

گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی ....

او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده

                                              

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم

گل براي گل
شعار است
یار من
من براي تو
گل نمی دم
ناز من
عمر گل
گرچه قشنگ است
ولی
عمر گل خيلي کم است
مستم از بوی تنت
عزیز من
عمر تو چون گل نباشد
ماه من
من براي تو
جان دهم
عمر من
عمر من گرچه قشنگ است ، ولی
عمر من هم خيلي ،
خيلي کم است
چیز دیگر ندارم
عشق من
جان ناقابل مارا
بپذیر
گرچه کم است ... ...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 19:17 توسط مهراسای تنها| |

سلام بچه ها از این به بعد همیشه میام وبه همه سر میزنم ازبابت اینکه این چند وقتی دیر دیر  می اومدم ببخشید قراره کولاک کنم بای دوستتون دارم

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 16:51 توسط مهراسای تنها| |

 

پنجره سکوت باد را فریاد میزند

نسیم دوبا ره بوی تو را میدهد

ابرها برایت میگریند

درست مثل چشمانم

نگاه کن ...

چشمانم را دوباره خیس کردی

نگاه کن...

غصه هایم را دوباره معنا دادی

ببین...

که چگونه مرا به عمق قلبت پیوند زدی

حال چگونه بی تو در این حجم باد سرد

بمانم ، بپوسم ، بسازم

من به چه امیدی پشت این در فریاد بزنم

تا تو صدای خسته و گرفته مرا بشنوی؟

به چه امیدی؟؟؟!!!!!!!!!!!...............                     

                                         اعلاميه ترحيم

 

من مردم.....راحت باش.....

برای به ياد نياوردنم هر جا ميخواهی برو.....زمانش هم مهم نيست

پوشيدن لباسهای قرمز و نارنجی الزامی است

                                                   ديگر به يادم نباش!!!!!!!!!!

                                                                                      از طرف:يک مرده

دوستای عزیز اگه دیردیر میام منو ببخشید شرمنده روی گل همتونم

نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 13:56 توسط مهراسای تنها| |

http://www.up.re7an.net/uploads/images/re7an-8d7bce026d.jpg

اگر به این سوال پاسخ دادی ....!!3 نفر با هم میرن ساعت فروشی، یه ساعت میخرن 30000 تومن و نفری 10000 تومن میدن. صاحب مغازه به شاگردش میگه قیمت ساعت 30000 تومن نبوده 25000 تومن بوده. برو 5000 تومن بهشون برگردون. شاگرد مغازه از این 5 تومن 2 تومنشو واسه ی خودش برمیداره، و 3 تومن دیگرو میده به اون سه نفر، نفری 1000 تومن. پس با برگشت 1000 تومن به هر نفر، اونها هركدوم 9000 تومن دادند. حالا سوال اینجاست اگه 9×3 = 27 و 2 تومنم كه شاگرد مغازه برداشته ، کلا میشه 29 تومن. پس 1000 تومن دیگه كجاست؟

شما میتوانید جواب خود را با شماره پیامک ۲۰۰۰۰۷۹ و بخش نظرات در وبلاگ ما ثبت کنید

طراح سوال : پروفسور عسگری پرج

نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 19:45 توسط مهراسای تنها| |

این عکس رو میبینم  حس میکنم عکس توه مهراسا....

خیلی منو یاد تو میندازه...

http://zibasaz-bahar-20.persiangig.com/182.jpg

می بینیش مهراسا ، پشتشو کرده به همه راه خودشو میره....

اونجوری که قدم میزنه  انگار 1 عالمه فکر و خیال و غصه رو دوششه...داره فکر میکنه واسه 1 تصمیم بزرگ...

با 1 ظاهر بچه ولی  دنیاش بزرگتر از همه آدمهاست...

درست مثل تو  مهراسا

فکر میکنی این همه داره میره بچگیشو جا بزار؟


---

بزار دوست داشته باشم

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی 1389ساعت 13:22 توسط مهراسای تنها| |

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/kamiparande/34.jpg


روزهاي تنهايي
كاش مي شد چشمها را بست
و بازگشت به روزهاي خوش زندگي...
به خلسه دوست داشتن...
مستي دوست داشته شدن...
كاش مي شد چشمها را بست
و غرق شد در عطش آغوش تو...
كاش مي شد چشمها را بست
يا بازگشت به آن روزهاي خوش
يا فراموش كرد آن لحظه هاي زيبا را...

هر دو محال است...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 21:13 توسط مهراسای تنها| |

زیر پتوی تار شب..................

                بغض گلومو میشکنم.............

                                که هیچکی با خبر نشه..................

                                                   اونی که میشکنه منم..............

                   قصه ای من حکایته                        گریه تلخ بی صداست

                    کو کسی که منو فقط                    به خاطر خودم بخواد

                    باز یکی بود یکی نبود                      به زیر گنبد کبود

          سهم من از ستاره ها                     حتی یه چشمکم نبود

                    چرا یه قلب ساده رو                       کسی ازم نمیخره

                     چرا همیشه بی کسی                سهم دل ساده تره

                                                    

رفته ای که بروی....

 دیگر از پشت پنجره

کوچه راکه سبز وزردوسپیدمیشود

منتظر نمیمانم

رفته ای که بروی

وقتی توانستم برمد دریا سوارشوم

ونیفتم از بالاترین اوج موج

تو را نیز فراموش خواهم کرد

باز نگرد

قرارمان این نبود

رفته ای که بروی

دوست دختر آزاري

راههاي اذيت كردن دوست دخترها. پسرا اينا رو حفظ كنيد و در مواقع نياز به كار ببنديد. 8) 8)

هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف کردن وقايع روزانه اش بود(که معمولا اين کار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد) صحبت هايش را قطع کرده و اعلام نماييد که پشت خطي داريد و لطف کند و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد ! :lol:



هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين کنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين کنيد و هنگامي که ازتان پرسيد اين بوي چيست شروع به تناقض گويي کنيد تا تصور کند رقيب دارد!(مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين کار را انجام دهيد که مطمئن شويد بعد ها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد) 8)


دائماً اسم وي را اشتباهي صدا کنيد (مثلاً اگر اسمش سارا است او را شيما صدا بزنيد تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بيفتد که رقيب دارد).اگر هم پرسيد شيما کيست بگوييد دوست دختر قبلي ام که تيريپي لاو گونه با او داشتم ! :P


مدام به طرز لباس پوشيدن وي گير دهيد .مثال:
شما- اين چه شلواريه؟چرا اينقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟


دوست دخترتان: کجاي شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده!


شما- بد تر!اين چه وضع لباش پوشيدنه؟چرا مثل قرون وسطي تيپ ميزني؟الان همه شلوار کوتاه ميپوشند تو چرا مثل زناي 70 ساله لباس پوشيدي؟!؟!؟!

(البته لازم به ذکر است که زنان 70 ساله در صورتي که در قيد حيات باشند هرگز شلوار نمي پوشند و به دليل کهولت سن و نزديک بودن به زمان فسيل شدن فقط دامن مي پوشند.دليلش رو هر وقت 70 ساله شديد مي فهميد!) :wink: :wink:



از يک هفته قبل از تولد تا يک هفته بعد از تولدش مفقود الاثر شويد و در دسترس نباشيد و هنگامي هم که از شما درخواست هديه نمود به وي بفرماييد:مگه من و تو واسه هديه دوست شديم؟مهم اينه که قلبامون پيش همديگه باشه که هست!(لازم به ذکر است در ساير اعياد سال از قبيل ولنتاين، سالگرد دوستي،روز عيد نوروز و .... نيز همين عمل را انجام دهيد) :D


هنگامي که با او قرار داريد يک پاکت مگنا(Magna) گازوييلي خريداري نموده و مانند اگزوز ماشين دائماً از خودتان دود متصاعد کنيد در ضمن دود تهوع آور سيگارتان را نيز مرتباً به سمت وي حواله دهيد :lol: :lol:



هر وقت با او بيرون ميرويد مانند انسانهاي چشم چران مدام به لنگ و پاچه دختران مردم نگاه بيفکنيد :wink:


هنگامي که دوستش را با خودش سر قرار آورد کانون توجهاتتان به سمت دوستش باشد و قبل از خداحافظي از دوستش بخواهيد شماره اش را به شما بدهد! :evil:





و اگر مي خواهيد شورش را در آوريد و حسابي سکه يه پولش کنيد با يکي ديگر از دوست دختر هايتان(که مطمئناً همه پسر ها براي روز مبادا چنين چيز هايي دارند) به جايي برويد که مطمئنيد وي و چند تا از دوستان صميمي اش(که البته شما را هم ميشناسند) آنجا حضور دارند!


-     نکته: دختر خانم ها معمولاً به دليل وجود خصلتي به نام حسودي جلوي دوستان صميمي خود پز دوست پسر هاشون را ميدهند حال تصور کنيد که يک دختري وقتي که پيش دوستان صميمي اش ميباشد - در حاليکه مشغول تعريف دادن از دوست پسرش- ناگهان دوست پسرش را مشاهده کند که دست در دست دختري ديگر از آن ناحيه رد ميشوند(اين يكي خيلي حال ميده حتما امتحان كنيد :D )

بعد وقتي باهاش تو پارک قدم مي زنيد اس ام اس هاتون رو چک کنيد و به دختر جماعت نگاه کنيد. ( سعي کنيد درست جلوي چشم دوستتون اين کار را بکنيد )

وقتي پيش دوستتونيد اونيکي دخترا رو نشون بديد و بگيد مثلا: عجب مانتوي باحالي پوشيده :oops:

تو ماشين که هستين و دوستتون در حال گوش دادن به موزيک مورد علاقه شون هستند بزنيد به يه اثر زيبا از دکتر شجريان گوش کنيد

وقتي در کافي شاپ در حال صرف انواع نوشيدني و ... هستيد بي کلاس ترين نوشيدني مثل چايي را سفارش بدهيد :lol:

وقتي قراره با هم به مهموني يا ... بريد از درويشانه ترين لباسهايتان استفاده کنيد تا آنتي کلاس عمل کرده باشيد
نتيجه اخلاقي = کلا بي کلاس باشين تا راحت باشين 8)

- هميشه دوست دخترتون رو با اسم دوست دختر قبليتون که اونم ميشناسه صدا کنيد و (بعد معذرت بخواهيد) :D

- وقتي از جايي که با هم چيزي خورديد و شما حساب کرديد بيرون اومديد بگيد:اصلا ارزش نداشت و فقط پولتون رو دور ريختيد. :lol: :lol: :lol: :lol:

-آخر نامه ها مثله اين تازه به دوران رسيده ها زرت و زورت ننويسيد (دوستت دارم) :o

- ولنتاين مسافرت باشيد. :oops:



- هميشه يک شاخه گل بهترين هديه هست. :!:

- وقتي موهاش بلنده بهش بگيد کوتاه کنه و اگر کوتاه کرد بگيد: الان فهمبدم هيچ مدل مويي بهت نمياد. بلند که بود قشنگتر بود. :D

- به بهانه ي ترافيک 33دقيقه و 14ثانيه دير بريد سر قرار.دانشمندان در آخرين تحقيقات خود ثابت کرده اند که اگر ديرتر از اين زمان برويد خوشگل مورد نظر (آي کيو همون دختره ديگه) محل را ترک خواهد کرد و اگر زود تر برويد پررو ميشود. 8) 8)




.....................




در پیرو اعتراضات شدید خانوم ها از روش های دوست دختر آزاری و حمایت از آنها اینک راههای دوست پسر آزاری!
(به اين ميگن عدالت در دوستی


دوست پسر آزاری

1- اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر آروین نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.



2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و .........



3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.



4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.




5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.


7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.



8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید

۹-همیشه وقتی کنارش هستید به یه زوج دیگه نگاه کنید وبا حسرت بگید وای نگاه کن اونا چقدر خوشبختند

با عرض شرمندگی بدلیل اینکه آقایون زیاد اذیت نمی شن مطالب کمتر بود. :D 

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 12:5 توسط مهراسای تنها| |

سلام

 سلامی به زیبای بهار زمستان



شاید زیبا باشد در وبلاگ  دوست خوبم مهرآسا اولین پستم را با شعر شروع کنم

خدا کند خوشحال شود



این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif

شیشه ی دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست

این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif



گر خواهی که دنیا در کف اقبال تو باشد

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif


عطش دوست اگر در دل ما خانه نداشت

عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif



فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان

لب بگشا که می دهد لعل لبت به مرده جان

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif




زندگی جز نفسی نیست غنیمت شمرش

نیست امید كه همواره نفس برگردد


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif



دلا غافل ز سبحانی چه حاصل

مطیع نفس و شیطانی چه حاصل

بود قدر تو افزون از ملائک

تو قدر خود نمی دانی چه حاصل


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif



بردن حسد از حال کسان طور خرد نیست


زنهار که از طور خرد دور نباشی


از خلق طمع همچو حسد مایه رنج است


بگسل طمع ا ز خلق که رنجور نباشی



http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif


افتادگی آموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی كه بلند است


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif



یا چنان نمای كه هستی


یا چنان باش كه می نمایی


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-43.gif

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 19:34 توسط مهراسای تنها| |

سلام بچه ها خیلی وقت بود نیومدم و پست جدید نذاشتم انقدر سرم شلوغ بود که حالو حوصله هیچیو ندارم

الانم اومدم که بگم از همتون التماس دعا دارم خواهرزاده ۱۹ماهه ام مریضه بیمارستان بستریه تو رو خدا براش دعا کنید اون خیلی ضعیف تر از این حرفاست که بتونه زیر سرم و سوزن ها بمونه ممنوا از همتون خواهشن دعا یادتون نره

.........................................................................................

عشق ماندنی نیست

من تمام هستی ام رادر نبرد درتهاجم با زمان اتش زدم کشتم .....

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم ننوشتم

من زمقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبها رفتندوخوبی ماند در یادم

 من به عشق منتظر بودن همه صبروقرارم رفت

                                                                                        بهارم رفت

                                                                                  عشقم مرد

                                                                                             یارم رفت

                            

چقدر ثانیه ها نامردند

                         گفته بودن بر میگردن

                                                       بر نگشتند

                           وپس از رفتنشان بی جهت عقربه ها میگردند

نوشته شده در یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 8:29 توسط مهراسای تنها| |

 دلم گرفته از این روزگارِ دلتنگی

 گرفته اند دلم را به کارِ دلتنـــگی

 دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند

 گرفت آینه ام را غبارِ دلتنــــــــــگی

  شکست پشتِ من از داغِ بی تو بودنها

  به روی شانه ی دل ماند بارِ دلتنــگی

 درون هاله ای از اشک مانده سرگردان

نگاه خسته من در مدار دلتنـــــــــــــــگی

  از آن زمان که تو از پیش من رفتی

 نشسته ایم من و دل کنارِ دلتنــــــگی

 دیگر پرنده ی احساس من نمی خواند

 مگر سرود غم از شاخسارِ دلتنـــــگی

  بیا که ثانیه ها بی تو کُند می گذرد

 بیا که بگذرد این روزگارِ دلتنــــگی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 20:45 توسط مهراسای تنها| |

به نام عشق قشنگترین اشتباه زندگی

خسته بودم

 تنهایم را از اعماق وجودم حس میکردم  تنها او را دوست میداشتم

فکر میکردم او هم من را دوست دارد اما چنین نبود

حرفهایم را نمی فهمدعشقم را درک نمیکند او دوستم ندارد نمیخواهد کنارم بماند هر چه سعی میکنم تنهایم نگذارد نمیشود

 او ثانیه هارا میشمارد به انتظار جدایی ومن ثانیه ها را میشمارم به انتظار امدنش

میدانم که خیال خام است خودش گفت که رفت او نیز همانند همه تنهایم را حس نکرد او نمیداند چقدر دوستش دارم من عاشقشم

 دلم گرفته از همه ازتمام عالم  چه شبها که حس میکردم او میتواند همه چیزم شود اما چه خوش خیال بودم زیاد نبو ولی رفت اما نه از دلم  او حتی به احترام اشک هایم نیز نماند او رفت اما من هنوز دوستش دارمو به انتظار امدنش نشسته ام  خدا کند برگردد

 عزیزم میدانی که دوستت دارم خدایا تو هم میدانی که دوستش دارم  پس مگذار قلبم بدون گرمای عشقش زندگی کند

 عمرم نفسم عشقم بر گرد کنارم برگردمن تا همیشه برایت میمانم ومنتظرت هستم

نوشته شده در دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 9:19 توسط مهراسای تنها| |

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت 
نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:10 توسط مهراسای تنها| |

عجب صبری خدادارد...

اگرمن جای او بودم همان یک لحظه ای اول که ظلم رادیدم از مخلوفق بی وجدان... جهان راباهمه زیبای وزشتی بروی یکدیگر ویرانه میکردم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد
عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم که در همسایگی صدها گرسنه اما خیز بزمی عیش ونوش میدیدم نخستین نعره ای مستانه را خاموش اندم بر لب پیمانه میکردم

عجب صبری خدا دادرد...

اگر من جای اوبودم که میدیدم یکی عریان ولرزان ...دیگری  پوشیده از صد جامه رنگین زمین واسمان را وازگون مستانه میکردم

عجب صبری خدا دارد...

 اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یک مجنون صحراگردبی سامان هزاران لیلی ناز افرین را کو به کواواره ودیوانه میکردمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد
عجب صبری خدا دارد...

اگر من جای او بودم به گردشمع سوزان دل عشاق سر گردان ...سراپای وجوده بی وفامعشوق را پروانه میکردمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد
عجب صبری خدا دارد ...

اگر من جای او بودم به عرش کبریایی با همه صبر خدایی ...تا که میدیدم عزیز نا به جایی ناز بر یک نرواگر ...دیده خواری میفروشد گردش این چرخ را بی صبرانه وارونه میکردم

عجب صبری خدا دارد...

چرا من جای او باشم همهان بهتر که او جای خود نشیند تاب وتحمل وتماشای تمام زشکاری های این مخلوق را دارد وگرنه من جای او بودم یکنفس کی عادلانه سازشی با جاهل وفرزانه میکردم

                                 عجب صبری خدا دارد

نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت 10:30 توسط مهراسای تنها| |

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
      چقدرسخته یدفعه تموم دیوارهای امیدوارزوت

      که براش کلی نقشه کشیده بودی خراب بشه

       روسرت هیچی نمیتونی بگی فقط تنهاکاری

       که میتونی بکنی این باشه سعی به جبرانش

      بیای ولی وای به او ن روزی که نتونی جبرانش

     کنی همه اعتمادشونونسبت به تو از دست بدن

   خدایا کمکم کن نذار پیش همه خراب شم یه چیزی

    داره درست میشه یه چیز دیگه خراب میشه

      وای چقدر ایت الکرسی ارومم میکنه سخته

      ولی برای تو کاری نیست خدایا تموم درها به

     روم بسته است یه در قفل شده اینجاست که 

     کلیدش دست توئه کمکم کن تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلورسوب شد نیامدی

خلیل اهنین شکن تبر به دست بت شکن

خدای ما دوباره سنگ وچوب شدنیامدی

برای ما که خسته ایم ودل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای که چه خوب شدنیامدی

تمام طول هفته رابه انتظاره جمعه ام

دوباره صبح وظهروغروب شدنیامدیتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 9:12 توسط مهراسای تنها| |

خدایا...........

انان که همه چیز دارند مگرتو رابه مسخره میگیرند

وانان که هیچ ندارند مگر توراتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

خدایا...

ببخش اگه همیشه روی بوم زندگی بارنگ های سیاه وخاکستری نقاشی میکنم

ببخش اگردرافتابی ترین روزهای عمرم خورشیدرانادیده گرفتم وروی تمام خاطره های قشنگم خط قرمز کشیدم

ببخش اگربادیدن ستاره باران اسمان عاشق نشدم وسبدسبد ستاره نچیدم

ببخش اگرلابه لای صفحه های زمستانی تقویم زندگیم گم شدم وبه بهار نرسیدم

ببخش اگردرگذرازپیچ وخم های زندگانی همیشه به بن بست رسیم وفراموش کردم راه اسمان همیشه باز استتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

خاطراتم رابازسازی میکنم ...

حضورتوزیباترین تصویران است

نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 16:7 توسط مهراسای تنها| |

این شهرپراز صدای پای مردمی است

                   که همچنان که تورا میبوسند

طناب دارتو رامیبافند ......

مردمی که صادقانه دروغ میگویندتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 15:40 توسط مهراسای تنها| |


Design By : Night Skin